بصير احمد دولت آبادى
434
شناسنامه افغانستان ( فارسى )
بود ، درحالىكه هزاران كودك و زن هزاره ، ازبك ، تاجيك ، تركمن و غيره در نقاط مركزى ، شمال و غرب كشور از گرسنگى جان مىسپردند . براى كودكان قبايل سرحدى ( مشرقى و جنوبى ) معاش ماهانه و سالانه تعيين مىشد . اينها با لقب « پدر دموكراسى » كه شاه محمود خان با خود يدك مىكشيد ، سازش نداشت . البته اين سياست از ديرزمان رايج بوده و حكومت افغانستان برپايهء امتيازخواهى و امتياز دادن به افراد قبايل بنا نهاده شده است . اين مطلب از نامهء عبد الرحمان به قبايل افغان ساكن هند آنروز به خوبى روشن مىشود . او مىگويد : « براى من كمك خاطرجمعى خواهد بود كه اينقدر خانوار از قوم خود در ملك قطغن و حاشيهء مملكت افغانستان و اين طرف درياى آمو جاى دادهام . . . اگر گذران شما در حدود مملكت سركار انگريزى نمىشود و عقدهگشايى كار شما حصر به آمدن افغانستان است . . . تا خانوار مذكور را داخل علاقهء مملكت افغانستان به زمين پرآب و علف و آباد و دشت وسيع مثل قطغن جاى سكونت بدهم و آنها در محل و مقام سكونت خود چه در مالدارى و چه در زراعت بهرهياب و نفعبردار شوند و آنقدر بر آنها خوش بگذرد كه بهتر از آن حدود جايى را در عالم ندانند و اگر تقاوى به كار داشته باشند ، تقاوى مىدهم و زمينى را به قدر گذران و وسعت معاش آنها مىدهم كه هرقدر مال و دارايى داشته باشند و هرقدر كشت و كار كنند ، برايشان خوش بگذرد و به خوشى گذران بكنند و زمين را كه جهت سكونت آنها مقرّر مىدارم از مشاركت ديگر مردم خلاص خواهند بود . » « 1 »
--> ( 1 ) . كتاب وقايع افغانستان به نام بدل سراج التواريخ ، اثر مرحوم كاتب ، چاپ حبل اللّه ، ص -